دانلود فایل پاورپوینت ازدواج خدیجه با پیامبر

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن دانلود فایل پاورپوینت ازدواج خدیجه با پیامبر :


دانلود فایل پاورپوینت ازدواج خدیجه با پیامبر





خدیجه زنی بازرگان و دارا بود که به اِمرأهالقریش (یعنی شاهزاده خانم قریش) شهرت داشت. طبق برخی نقلها خدیجه پیش از پیامبر اسلام, دوبار ازدواج کرده بود (ابی هاله هند بن زراره تمیمی و عتیق بن عائد مخزومی). اما تعدادی از محققین بر این عقیده‌اند که خدیجه قبلاً با کسی ازدواج نکرده بود و اولین و تنها ازدواج او, ازدواج با پیامبر اسلام بود.

فهرست مندرجات

1 - اهمیت بحث ازدواج مذکور
2 - سبب ازدواج با پیامبر
3 - خواستگاری از خدیجه
3.1 - سخنان حضرت ابوطالب
3.2 - سخنان ورقه بن نوفل
3.3 - رد روایات مجعول
3.4 - مهریه
4 - ملاحظاتی در باب این ازدواج
4.1 - سن ازدواج
4.2 - اقوال دیگر علما در این باره
4.2.1 - بیست و پنج ساله‌بودن
4.2.2 - بیست و هشت ساله‌بودن
4.2.3 - سی ساله‌بودن‌ ایشان
4.2.4 - سی و پنج ساله‌بودن‌
4.2.5 - اقوال بیهقی و ابن‌کثیر
4.2.6 - دیدگاه حاکم نیشابوری
5 - ازدواج خدیجه قبل از پیامبر
5.1 - بیان نکته
5.1.1 - نکته اول
5.1.2 - نکته دوم
5.1.3 - نکته سوم
6 - فرزندان خدیجه
6.1 - بررسی یک نکته
6.2 - اثبات هند بعنوان فرزند خدیجه
7 - پانویس
8 - منبع


اهمیت بحث ازدواج مذکور


در راستای تلاش حکام مستبد اموی در زدودن نام پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از ماذنه‌ها و کاستن از قداست و عظمت آن بزرگوار جعل حدیث به عنوان حربه‌ای کارآمد, در مقیاس وسیعی به کار گرفته شد؛ این احادیث مجعول در سرتاسر سیره نبوی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با حجم بسیار زیاد وارد شده, به طوری‌که بسیاری از این احادیث مجعول که امروزه به عنوان مشهورات سیره نبوی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خصوص در لسان اهل سنت شناخته می‌شود, بسیاری از احادیث صحیح و مسلم تاریخی را کنار زده از شهرت‌انداخته‌اند. از جمله مواضعی که در آن احادیث مجعول به وفور داخل گردیده است, جریان ازدواج پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) و وقایع پیرامون آن است. در این مقاله سعی شده بر اساس عقل و نقل از دیدگاهی متفاوت با آن‌ چه که ادعای شهرت شده, به موضوع ازدواج پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و خدیجه پرداخته شود.

سبب ازدواج با پیامبر


در سبب این ازدواج گفته شده که خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) دختر خویلد بن اسد زنی بازرگان, توانگر و صاحب جاه و شرف بود. او مردان را برای تجارت اجیر می‌کرد یا برای آن‌ها نصیبی از سود خود مقرر می‌نمود.

[1] ابن سعد, محمد, الطبقات الکبری, ج1, ص104, تحقیق محمد عبدالقادر عطا , بیروت, دارالکتب العلمیه, 1418, چاپ دوم.

[2] ابن هشام, عبدالملک بن هشام, السیره النبویه, ج1, ص188, بیروت, دارالمعرفه, بی‌تا.

[3] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص280, بیروت, دارالتراث, 1387, چاپ دوم.

(مضاربه). چون خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) اوصاف امانتداری و راستگویی و مکارم اخلاق پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را شنید نزد آن حضرت فرستاد و به او پیشنهاد داد که با مال و کالای وی به شام سفر کند

[4] ابن هشام, عبدالملک بن هشام, السیره النبویه, ج1, ص188.

[5] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص280.

و بهره‌ی بیشتر و بهتر از سایرین دریافت نماید. خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) غلام خود میسره را نیز در این سفر با حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) همراه نمود. در بازگشت از این سفر تجاری, میسره بانوی خود را از وقایع و اتفاقات سفر آگاه نمود.

[6] ابن هشام, عبدالملک بن هشام, السیره النبویه, ج1, ص188-189.

[7] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص281.

[8] بلاذری, احمد بن یحیی, انساب الاشراف, ج1, ص97, بیروت, دارالفکر, 1417, چاپ اول.

خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) که زنی شریف و خردمند و با تدبیر بود برای حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پیغام فرستاد و گفت: (ای پسر عمو من خواهان ازدواج با تو هستم چرا که خویشاوند منی و در بین خاندانت بزرگوار, امانتدار, خوش‌خلق و راستگویی)

[9] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص281.

[10] بیهقی, ابوبکر, دلائل النبوه فی معرفه احوال صاحب الشریعه, ج2, ص67, بیروت, دارالکتب العلمیه, 1405, چاپ اول.

[11] ابن هشام, عبدالملک بن هشام, السیره النبویه, ج1, ص189.

و به روایتی دیگر دوست خود نفیسه بنت منبه (منیه) را نزد رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرستاد تا در این رابطه با محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گفتگو کند. نفیسه نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد و از علت ازدواج نکردن ایشان جویا شد حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پاسخ دادند: (چیزی ندارم که با آن ازدواج کنم) نفیسه گفت: (اگر این مانع بر طرف گردد و از تو دعوت شود با کسی که در زیبایی و مال و شرف همتای توست با او ازدواج می‌کنی؟) حضرت پرسید: (او کیست؟) گفت: (خدیجه (سلام‌الله‌علیهم)).

[12] ابن سعد, محمد, الطبقات الکبری, ج1, ص104.

[13] دیار بکری, شیخ حسین, تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس, ج1, ص264, بیروت, دارصادر.

[14] حلبی شافعی, ابوالفرج, السیره الحلبیه, ج1, ص199, بیروت, دارالکتب العلمیه, 1427, چاپ دوم.

خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) از لحاظ نسب در رده‌های میانی قریش و از لحاظ مجد و شرف و ثروت والاترین زن قریش به شمار می‌آمد از این‌رو تمام مردان قریش در آرزوی آن بودند که بتوانند با او ازدواج کنند پس خواستگاری‌ها کرده و حاضر شده بودند مهریه‌های سنگین بپردازند.

[15] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص281.

[16] ابن سعد, محمد, الطبقات الکبری, ج1, ص105.



خواستگاری از خدیجه


چون پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از این پیشنهاد آگاه شد با خویشان و اعمام خود مشورت نموده آن‌گاه به اتفاق ابوطالب و چند تن از اعمام خود نزد ورقه بن نوفل پسر عموی خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) رفتند و ایشان را از او خواستگاری نمودند.

[17] کلینی, محمد بن یعقوب, اصول کافی, ج5, ص374, تهران, دارالکتب الاسلامیه, 1365ش.



سخنان حضرت ابوطالب


در مجلس خواستگاری, ابوطالب لب به سخن گشود و گفت:
(حمد و سپاس خدای این خانه را آن کسی که ما را از ذریه ابراهیم و اسماعیل قرار داد و ما را در حرم امنی فرود آورد و بر مردم برتری داد و به این سرزمین برکت و نعمت بخشید؛ اما این برادرزاده‌ام بر تمام مردان قریش برتری و رجحان دارد و در این برتری با هیچ کس مقایسه نشود و در میان مردم برایش همانندی یافت نشود. اگر چه از جهت مالی تهیدست است؛ اما مال عاریه‌ای است که پایدار نمی‌ماند و سایه‌ای است که زایل می‌شود. او به خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) راغب و خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) نیز به او مشتاق است ما آمده‌ایم که با رضایت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) او را از شما خواستگاری کنیم, کابین او بر عهده‌ی من می‌باشد که اگر بخواهید پرداخت می‌کنم قسم به خدای این خانه, محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دارای اقبالی بلند و دینی شایع و خردی کاستی‌ناپذیر است).

[18] ابن شهرآشوب, المناقب, ج1, ص39, قم, انتشارات علامه, 1379.

[19] کلینی, محمد بن یعقوب, اصول کافی, ج5, ص374.

[20] حلبی شافعی, ابوالفرج, السیره الحلبیه, ج1, ص201-202.

[21] یعقوبی, احمد بن ابی یعقوب, تاریخ یعقوبی, ج2, ص20, قم, انتشارات اهل بیت (علیه‌السّلام.



سخنان ورقه بن نوفل


سپس عموزاده خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) شروع به سخن کرد؛ اما به لکنت افتاد و از پاسخ ابوطالب بازماند, پس خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) شروع به سخن کرد و رضایت خود را از این ازدواج اعلام داشته و بیان داشت که حاضر است, مهریه خود را از مال خویش بپردازد که این سخن تعجب حاضران را برانگیخت پس گفتند: (عجیب است کابین مرد را زنان می‌دهند؟) ابوطالب خشمگین شد و از جای برخاست و گفت: (اگر مثل برادرزاده‌ام بودید زنان شما را با بیشترین کابین طلب می‌کردند و اگر فردی مثل شما باشد, حتی با کابینه‌ای بالا, زنان حاضر به ازدواج با او نیستند).

[22] ابن شهرآشوب, المناقب, ج1, ص42.

[23] کلینی, محمد بن یعقوب, اصول کافی, ج5, ص375.

آن‌گاه ابوطالب شتری کشت و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر خانواده‌اش وارد شد.

رد روایات مجعول


این سخنان به خوبی نشان از جایگاه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در قلوب مردم مکه در قبل از بعثت داشته, خود می‌تواند در رد روایات مجعولی که آن حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را یتیم ابی‌طالب دانسته و چنان شخصیت پست و حقیری برای حضرت ساخته و پرداخته‌اند که خواستگاری ایشان از خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) را به سخره گرفتن شخصیت حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و دیگران معرفی کرده‌اند,

[24] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص282.

[25] یعقوبی, احمد بن ابی یعقوب, تاریخ یعقوبی, ج2, ص20 21.

[26] ابن سعد, محمد, الطبقات الکبری, ج1, ص106.

کافی است؛ روایات بی‌پایه و اساسی که تنها جهت کاستن از مقام منیع شخصیت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و انحراف اذهان مردم از سوی دشمنان دین جعل شده‌اند. از این‌رو نقل این اکاذیب را که از سوی برخی مورخان و سیره‌نگاران روایت شده شایسته مقام منیع ایشان ندیده از پرداختن به آن صرف نظر کردیم.

[27] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص282.

[28] دولابی, محمد بن احمد, الذریه الطاهره, ص51, تحقیق محمد جواد حسینی جلالی, قم, جامعه مدرسین, 1407.

[29] یعقوبی, احمد بن ابی یعقوب, تاریخ یعقوبی, ج2, ص282.

[30] ابن سعد, محمد, الطبقات الکبری, ج1, ص106.



مهریه


سرانجام مهریه این ازدواج دوازده اوقیه طلا

[31] ابن سعد, محمد, الطبقات الکبری, ج8, ص13.

[32] دولابی, محمد بن احمد, الذریه الطاهره, ص52.

یا بیست ماده شتر جوان

[33] ابن هشام, عبدالملک بن هشام, السیره النبویه, ص190.

در نظر گرفته شد و خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) به منزل رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وارد شدند.

ملاحظاتی در باب این ازدواج


در باب این ازدواج خجسته و پر میمنت مواردی از سوی مورخان و علمای اهل فن ایراد گردیده که پرداختن به آن در این‌جا امری مهم و در خور توجه است.

سن ازدواج


این‌که سن شریف آن بانو در زمان ازدواج چقدر بوده همواره از موضوعاتی بوده که مورخین اعم از شیعه و سنی از گذشته‌های دور تاکنون بدان پرداخته, مطالبی را عنوان کرده‌اند. در ذکر سن رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و خدیجه کبری (سلام‌الله‌علیهم) بین مورخین اختلاف است, بعضی از آنان سن حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را بیست و سه سال,

[34] بلاذری, احمد بن یحیی, انساب الاشراف, ج1, ص98.

[35] یعقوبی, احمد بن ابی یعقوب, تاریخ یعقوبی, ج2, ص20.

عده‌ای بیست و پنج سال,

[36] بلاذری, احمد بن یحیی, انساب الاشراف, ج1, ص98.

برخی بیست و هشت سال

[37] بلاذری, احمد بن یحیی, انساب الاشراف, ج1, ص98.

و عده‌ای هم سن ایشان را زمان ازدواج سی سال برشمرده‌اند.

[38] یعقوبی, احمد بن ابی یعقوب, تاریخ یعقوبی, ج2, ص20.

این اختلاف درباره‌ی سن جناب خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) از شدت بیشتری بین مورخان برخوردار است. غالب مورخان و علمای اهل سنت که کتب‌شان در دست است بر چهل ساله بودن آن بانو در زمان ازدواج تاکید کرده‌اند.

[39] بلاذری, احمد بن یحیی, انساب الاشراف, ج1, ص98.

[40] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص280.

البته اقوال دیگر علما نیز در این باره قابل توجه است به گونه‌ای که خواننده را در اینکه واقعاً سن حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در زمان ازدواج چهل سال بوده یا نه جداً به تردید وا می‌دارد و این ظن را در شخص به وجود می‌آورد که سن ایشان در واقع بسیار کمتر از آن چیزی است که بسیاری از علمای اهل سنت و حتی بعضی از علمای شیعه بر آن تاکید داشته ادعای شهرت کرده‌اند.

اقوال دیگر علما در این باره


درباره سن حضرت خدیجه چند قول ذکر شده است:

بیست و پنج ساله‌بودن


این قول را بیهقی در دلائل النبوه

[41] بیهقی, ابوبکر, دلائل النبوه فی معرفه احوال صاحب الشریعه, ج2, ص71.

و ابن کثیر در البدایه و النهایه اصح اقوال دانسته‌اند

[42] ابن کثیر, اسماعیل بن عمر, السیره النبویه, ج1, ص265, تحقیق مصطفی عبدالواحد, بیروت, دارالمعرفه, بی‌تا.

[43] ابن کثیر, اسماعیل بن عمر, البدایه و النهایه, ج2, ص294, بیروت, دارالفکر, 1986.

قاضی ابرقوه نیز در کتابش این قول را اشهر اقوال معرفی کرده است.

[44] قاضی ابرقوه, سیرت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم), ج3, ص246, تحقیق اصغر مهدوی, تهران, خوارزمی, 1377, چاپ سوم.

این قول از سوی کتاب السیره‌ الحلبیه

[45] حلبی شافعی, ابوالفرج, السیره الحلبیه, ج1, ص204.

و... نیز بیان شده است.

بیست و هشت ساله‌بودن


بسیاری از علما و مورخان این‌که سن شریف آن بانو در زمان ازدواج با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بیست و هشت سال بوده است را مورد تاکید قرار داده, این قول را بر اقوال دیگر ترجیح داده‌اند. شذرات الذهب,

[46] ابن عماد, شهاب الدین ابوالفرج, شذرات الذهب, ج1, ص134, تحقیق الارناؤوط, دمشق‌, بیروت, دار ابن کثیر, 1986, چاپ اول.

انساب الاشراف,

[47] بلاذری, احمد بن یحیی, انساب الاشراف, ج1, ص98.

سیر اعلام النبلا ,

[48] ذهبی, شمس‌الدین محمد بن یحیی, سیر اعلام النبلا , ج2, ص204, تحقیق شعیب ارنؤ وط, بیروت, 1993, چاپ نهم.

السیره الحلبیه,

[49] حلبی شافعی, ابوالفرج, السیره الحلبیه, ج1, ص204.

تاریخ خمیس

[50] دیار بکری, شیخ حسین, تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس, ج1, ص264.

و... از جمله کتبی هستند که متذکر این قول شده, آن را بر دیگر اقوال برتری داده‌اند.

سی ساله‌بودن‌ ایشان


این قول نیز از جمله اقوالی است که در کتب السیره الحلبیه,

[51] حلبی شافعی, ابوالفرج, السیره الحلبیه, ج1, ص204.

تاریخ الخمیس,

[52] دیار بکری, شیخ حسین, تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس, ج1, ص264.

و... به آن پرداخته شده است.

سی و پنج ساله‌بودن‌


این قول نیز از جمله اقوالی است که در کتب البدایه و النهایه

[53] ابن کثیر, اسماعیل بن عمر, البدایه و النهایه, ج2, ص295.

[54] ابن کثیر, اسماعیل بن عمر, السیره النبویه, ج1, ص265.

و السیره الحلبیه

[55] حلبی شافعی, ابوالفرج, السیره الحلبیه, ج1, ص204.

عنوان گردیده‌است.
ضمن این‌که قول به چهل ساله,

[56] طبری, محمد بن جریر, تاریخ‌الامم و الملوک, ج2, ص280.

[57] ابن سعد, محمد, الطبقات الکبری, ج1, ص105.

چهل و چهار ساله,

[58] ابن عساکر, تاریخ مدینه دمشق, ج3, ص184 191, بیروت, دارالفکر, چاپ اول, 1415.

چهل و پنج ساله,

[59] دیار بکری, شیخ حسین, تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس, ج1, ص264.

و چهل و شش ساله

[60] بلاذری, احمد بن یحیی, انساب الاشراف, ج1, ص98.

بودن ایشان نیز از جمله اقوالی است که علما و مورخان بدان پرداخته در کتب‌شان از آن یاد کرده‌اند.

اقوال بیهقی و ابن‌کثیر


در کتاب دلائل النبوه بیهقی و السیره النبویه ابن‌کثیر نیز اشاره شده است که سن خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در زمان ازدواج لااقل کمتر از سی سال بوده است, آن ‌جا که در سن وفات آن بانو می‌گوید: (بلغت خدیجه خمساً و ستین سنه, و یقال خمسین سنه و هو اصح)

[61] بیهقی, ابوبکر, دلائل النبوه فی معرفه احوال صاحب الشریعه, ج2, ص71.

[62] ابن کثیر, اسماعیل بن عمر, البدایه و النهایه, ج2, ص294.

[63] ابن کثیر, اسماعیل بن عمر, السیره النبویه, ج1, ص264.

اگر قول مشهور در سن رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را بیست و پنج سال بدانیم با احتساب این‌که حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در چهل سالگی مبعوث شدند و در سال دهم بعثت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) وفات کرده‌اند, می‌توان گفت سن خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در زمان ازدواج بیست و پنج سال بوده است.

دیدگاه حاکم نیشابوری


حاکم نیشابوری نیز در کتاب مستدرک خود از هشام بن عروه نقل می‌کند که (خدیجه در حالی وفات کرد که سن شریفش شصت و پنج ساله بود؛ این قول شاذ است و به نظر من سن او به شصت سال نرسید)

[64] حاکم نیشابوری, مستدرک, ج3, ص201, تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشلی.

که در این صورت می‌توان گفت که او هم معتقد بوده که سن حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در زمان ازدواج کمتر از سی و پنج سال بوده است.

ازدواج خدیجه قبل از پیامبر


این‌که ادعای شهرت شده, خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) قبل از ازدواج با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم), دو بار ازدواج کرده و از شوهران سابقش فرزندانی داشته

[65] ابن کثیر, اسماعیل بن عمر, السیره النبویه, ج1, ص263.

نیز جای تردید جدی است؛ چرا که در این مورد نیز ابهاماتی وجود دارد که باید بدان پرداخته شود:

بیان نکته


ملاحظاتی را که می‌تواند در این باب لحاظ شود بدین قرار است:

نکته اول


اول این‌ که از ابن شهرآشوب نقل شده که احمد بلاذری و ابوالقاسم کوفی در کتاب‌های‌شان و سید مرتضی در الشافی و ابو جعفر(شیخ طوسی) در تلخیص الشافی متذکر این امر شده‌اند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) ازدواج کرد؛ در حالی که ایشان دختری باکره بود. این گفته در کتاب‌های الانوار و البدع نیز مورد تاکید قرار می‌گیرد, در آن‌جا که می‌گوید: (رقیه و زینب دختران‌ هاله خواهر خدیجه‌اند.)

[66] ابن شهرآشوب, المناقب, ج1, ص

لینک کمکی